رویای واقعی.. .

بنــام خـــدا



با تـو

"رویا"یی بـــــــاقی نمی ماند.. .


آن شب خوابیدم تا خواب تو را ببینم ؛


و بی آنکه خوابی ببینم ،

به سویت پــــرواز کـــــردم.. .



اِی تنها

تعبـــــــیر خواب های مـن.. .


بی بهانه های دلم.. .


بسم الله الرحمن الرحیم




دیروز پــــر بود از نــام شــما،


و من صبـر کردم، تــا بعد از جمع شدن تمام آن بســاط های عاشقی،

امروز بر شما سلام کنــم.


تا مباد همه یکجـا با هم برونـد و

احساس غریبی کنید...


دیروز بساط ها جمــع نشــــــد!...


بساط من دائمی ست.. .


من

"بی بهانه" نام شما را صدا میزنــم...


هر چند مثل آن همه عاشق ، عاشق نیستم!.. .نیستــم.. . . .




"یــا غریب الغــــــــربـــا"...




/عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است./

امام رضا (علیه السلام)


*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*


:) :)



اول ربیع الاول 92

فردای شهادت امام رضا(علیه السلام)



پ.ن:

ماه ربیع الاول تـون خیــــــلی مبــارکـــا !D-:



پیــــام بـری!


بسم الله الرحمن الرحیم



"خوانده اید که در رسول خدا برای شما اسوه ای حسنـــه است ؛

اما

همیشه خیال میکنیم که فــقط باید زودتر سلام کنیم و گاهی اوقات به دیگران احسان کنیم

و نماز اول وقت بخوانیم و ...


هیچ زمانی نفهمیدیم که اگر قرار باشد "پــــیامــبر" ، اسوه ی حسنه باشد،

بایستی پیام بــری کــرد!

.. . پیام ِ خــدا را به بندگان خدا رســاند./"



"کتاب سرلوحه ها- رضا امیرخانی"







همه ی ما
،


توی هر جایگاه و موقعیتی بایـــد به اندازه ی خودمون "پیـــام بر" باشیم!... و قطعا میتونیم که باشیم..

وبنظر من این بزرگترین مسئولیت اجتماعی ماست!..به شرط عالــِم باعمل بودن!.. .




عموی عزیزم،

خوشحالم که این فرصت و موقعیت ناب نصیبتون شده تا بوسیله اون،

بتونید به بهترین شکل "پیام بری" تون! رو به نوبه خودتون انجام بدید...برکتیــه که خدا داده...



و من میبینم که،

چند وقتـــیه، بیــــش از پـیــــــش توی این مســـــیر دارید تلاش میکنیــد عمو ...

عموی عزیزم.. .



چه بـــــــــــــــی انـــــــــــــــــــدازه خــــــــــــــوشحــــــــــــــالــم.. . .



عموم.. . . @-->---


پ.ن:

عمویی، بابــا رفته کربـــلا..چهارشنبه هفته پیش حرکت کردن..

دلم به طرز فجیعی تنگ شده:________(

دعا میکنین همه مسافرای کربلا به سلامت و عافیت و دست پر برگردن؟

عمو،

رفقا،

ممنونم از همتون:)


انشالله قسمت خودتون...




پ.ن 10 دی:

سلام..این ایام تسلیــت.. .

ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.. .


راستی،


یه چند روزی میشه بابا اینا از کربلا برگشتن..شکر خدا به سلامتی:)

ممنون بخاطر دعــاها و محبت هاتون دوستای خوب من:)..ببخشید که شارژ نداشتم جواب بدم..

دوستون دارم..همــتونُ..:*

التماس دعا.. .



همـــراهی...


بسم الله الرحمن الرحیم





دولا دولا و با عصا راه میرفت!..به سختی..

دستشو گرفتم تا کمکش کنم از پله ها بالا بره که همونجا نشست و شروع کرد به درددل کردن!..

لهجه داشت و من به سختی متوجه حرفهاش میشدم.


اینجور که یادمه میگفت از طرفای شمال اومده مشهد.

پرسید از کجا اومدی؟

گفتم از قم ..


سر و وضع ساده و مندرسی داشت..

عصاشو گذاشت کنار دستش و


همونطور که مثل یه کودک بغضش رو معصومانه قورت میداد با سادگی عجیبی

شروع کرد:


"هیچکس منو نمیخواد..نه بچه هام، نه خواهر و برادرام.

میگن آبرومون میره با تو..

چون پول ندارم..چون سرو وضع لباسام اینجوریه که میبینی.خجالت میکشن بگن خواهرشونم.بگن مادرشونم.

الان هم پولهامو جمع کردم.برای اولین باره که میام به اینجا.."


و بعد،


با اشاره به امام رضا(علیه السلام)،

مطمئن و با بغض ادامه داد:


"امــا من برام مهم نیست که کسی منو بخواد یا نه..

قربونش برم این آقا رو...من این آقا رو دارم ... "


تو تمام طول صحبتش، بعض ِ توی گلوش، حرفهاش رو بریده بریده میکرد!...


اون رفت،

و من همونطور که توی اون هوای سرد،نگاهم دنبالش میکرد،

ناخودآگاه به زانو افتادم...

روبروی همون آقا!...با یک دنیا بغض..


با خودم فکر کردم،

من به کی محتاجم توی این دنیای وانفسا،

وقتی بزرگترین های عالـَـم، "بی منت" و با همه ی وجود همراهمن...



هیــــچ عشقی رو،

هیچ دوست داشتن ای رو...

هیــــچ،

هیـــــچ همــراهی و بودنـــی رو،

من "التـــماس" نمیکنم...

....

..


بگذار هرچه میخواهد برود،برود..

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشــــد ..


همه ی کسانی که توی زندگی م لطف میکنن و باهمه وجود همراهی م میکنن و درکنارم ان،

بــــــدونن من هم تا جایی که بتونم پشتشون ایستادم و باهاشون همراهم..

دوستشون دارم و دعاشون میکنم..:)


و

آنهایی که نیستند هم باز دعایشان میکنم. و بعد

"به ســــلامت"...

دقیقا با این حالت:

:|

به سادگی ِ نگاه کردن و دست گذاشتن ِ خونسردانه زیر چونه م!


محمکم و مصمـــــم...





"تو را دارم،چــــه کم دارم؟!..."



پ.ن:

همه ی ما در زندگی به همراهی اطرافیامون نیاز داریم.این طبیعیه..من هم از این قاعده مستثنا نیستم.

درسته. نیاز داریم..اما نه به قیمت "خواهش و التماس"!..

حرف من توی این نوشته اینــه..

کسی که میخواد بره، بذار بره...نمیشه همراهی کسی رو با خواهش و نگرانی و التماس نگه داشت:|

همراهی هایی لذت بخشه که از صمیم قلب و خودجوش باشه!..:|


بعــــله..اینجوریاس:)



پ.ن:

سلام عمویی..حالتون چطوره عموم؟:))

خوبین؟..الهی که خوب باشه حالتون..:)حال خودتون..حال دلتون..حال مامانجون..حال عمه فرشته م و...:))!

منم خــــوبم..خــــووب:)

دخترتون بعد نمازهاش دعاگوی شما هست عمویی م.. @->--



پ.ن:عمویی این روزا دیگه امتحانامون شروع شده..دعامون بفرمایید عمووو!D:

بــــــــدروددد:)



آیــــــنه ی نشــــــکن..


بسم الله الرحمن الرحیم



:)


این جـــــــاده تا وقتی نـــــــفس داره


چشماشـــــو از تـــــــو برنمیـــــداره عمــــو م..


عموی عزیزم


آذر 92 - *دخترتون*



همان احساس ...


بنام خـــــدا


"میدونم از شما دورم و از بعضیاتون هم دورتر ولی پرم ازدلتنگي پر از محبت كودكانه

و باور کنید قلب منم مثل یه گنجیشک کوچولو میزنه تا به پخش برسم و شماها رو ببینم" ...

عمـــو داریوش- 20 آذر 92



سالهای 82 و 83..

اون نوشته های ساده..از جنس خودمون..از جنس خود عمو...

لطیف و کودکانه..


عمویی،

چه وقتایی که بزرگتری میکنید برامون..

چه وقتایی که همسنمون میشیـــد!!...

هردو یه دلگـــــــــرمی بزرگـــه برای بچه هاتون...


تا امروز،

10سال گذشته..

آذر 92 ایم..

و من هنــــوز همـــــــــــون احساس رو تو چشماتون میبینم عموی عزیزم...


چه وقتای مهربونی و خنده هاتون،

چه وقتایی که مجبور باشین واسمون مثل خانوم!ناظما جدی باشین!:D

چه وقتی که شوخی شوخی سر به سرمون میذارین !:D

یا مثل یه دوست همسن! کودکانه با هم لجبازی و قهرای بامزه میکنیم!


همه ی خنده ها و اخمهامون...

برام عزیـزن @->--


امروز پـــر از حس خوب شدم ...:)


20 آذر 90


دنیای بی مرام...


بسم الله الرحمن الرحیــــم



اون سالی که قرار بود خونه مونو عوض کنیم و از تحویل دادن این خونه تا تحویل گرفتن اون خونه!، 3 ماهی فاصله بود،

این 3 ماه رو خونه ی اونها بودیم!...زیرزمین خونه شون...

و همین باعث شد تا دوباره بعد از چند سال دوتا خانواده دوباره بهم نزدیک بشن..مثل قدیما..


همون قدیمایی که جفتمون محله های پایین شهر میشستیم و محله ی اونها خیلی پایین تر!...

همون قدیمای خیلـــــی با صفا..


مثل خودش!...

مهربون و باصفا..سر به سرم میذاشت!...

اصلا هم واسش مهم نبود که اون دختر کوچولو حالا کم کم دیگه داره بزرگ میشه!..

همیشه براش همون دختر کوچولوی قدیم بودم اون روزها!...


برام عزیـــــزه...خیلی عزیز...

از اون دسته افراد پر خاطره ساز زندگیم...


از اون شمالی های صاف و ساده و یکـــــــرنگی که کم پیدا میشه توی این دوره و زمونه...


از اونایی که حالا با مریضیش پر از بغضم...

وحالا که دارم درموردش مینویسم نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم و چشمـــــام خیسه...پر از اشک...



دیدن حالش امروز توی بیمارستان حالمو بدجوری منقلب کرده....


توی دلم بهش گفتم،

رفیق بامرام و قدیمی بابام!..منو میشناسی؟

فاطمه ام..دختره دوستت...همون که سربه سرم میذاشتی....

فردا روز عرفه س..من از ته دلم برات دعا میکنم..قول میدم.. . .

دوستت دارم.. . .


بچه ها برای شفای همه ی مریض ها، مخصوصا ایشون لطفا حمد شفا بخونید.

و

براشون دعا کنید..مخصوصا فردا روز عرفه...

ممنون



التماس دعا



پ.ن:

فردا اگه یادتون بود، این دوستتون! که الان دارید نوشته هاش رو میخونید! و خانواده ش رو هم دعا کنید..

به یاد خودتون و خانواده هاتون هستم:*



پ.ن:اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

برای شفای همه ی بیماران...




ثابت قـــدم... . .




از 81 تا 85 ...

از 81 تا 85 ...



دهــــــه 80 ،

نیمه ی اول دهه ی 80!..

صدای منو داری؟



دهه ی 80 ِ عزیـــــــــــــــــــــــــــــــزززز ،


تــــــــمام اون روزهای تو رو ، که لحظه لحظه ش رو همراه با عموم نفس کشیــــــــدم،

این روزها دارم راه میرم ، هواشـــــــــو بغـــــــــــل میکنم....




با تکرارشون تو این روزهای قشنگ ---<--@ :





عین کش!p: هی با کوچکترین اتفاقی پرت میشم به اون سالها!...


عمو بنظرم مهمترین دلیــــلی که باعث میشه من مدام حس این سالها و اون سالهام باهم قاطی بشه،


تغییــــــر نــــکردن شماســـت!...


شما هنوز همون عمویی هستی که 13 سال پیش بودی...درست عین اون سالها...

فقط از اون سالها پختـــه تر و بزرگتــــر...



دوستت دارم عموی عزیزم @-->---




پ.ن:

عمو این خیلی ارزشمنده...

که توی این دنیا اونم تو شرایط شما آدم خودشو گم نکنه...

و با همون اهداف و دغدغه های خدایی و پاک ی که باهاشون شروع کرده،

و

با همون اخلاقهای متفاوتش توی این دوره و زمونه!


پابرجا بمونه!..گاهی حتی بر خلاف جهت سیل!


عموم مراقب خودتون باشیـــد...

منم براتون دعا میکنم که تا همیشه همین طور بمونه @-->---


انشاالله.. . .



پ.ن:

عمویی؟

گزارشای جشنواره نمیدونید منو چجوری پـــــــــروازززز میده به سالهای 82 و 83...

و

سال 84 ، با اون گزارشای هفتگیه جمعه هاش...

همونایی که عکساشو اون بالا گذاشتم..:$:)


آخ یادشــــــــــــــون سبــــــــــــــز :) چه روزایی بود...



پ.ن:

عمو همه ی این سالها برام قشنگن..اما از 82 تا 85 برام یه چیز دیگــــه ست...


دخترتون-سیده فاطمه

17 مهر 1392



پ.ن:عمو از صمیم قلب لذت بردم ازبرنامه های اصفهانتون...خسته نباشید..مرسی عموم!:))



ای عشق پیدا کن مرا....


بسم الله الرحمن الرحیـــــم


سلام و درود :)



مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:


سنّتى از پروردگارش

و

سنّتى از پيامبرش

و

سنّتى از امامش.


امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،


امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،


امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.


/ امام رضـــــا(علیه السلام) / :***




این میلاد خیلی عزیــــــــز، خیلی مبـــــــــارک ...:))



26شهریور 92 -

ولادت باسعادت امام رضا(علیه السلام)





آخ... . . .


لیلای بیدل را ببیـــــــــــــن ،


از عشــــــــــــــــق تو مجنـــون شــده ... . .


"مجنـــون"
شده ... . . .






پ.ن:

شاد باشین الهی همیشه :)

عمویی

و

دوستای خوبم:*







اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم



به نیت امام عزیز ِ رئــوف:*

و

سلامتی و فرج امام زمان(علیه السلام)



حوض نقاشی.. . .


بنــام خــدا


گنجشکک اشی مشــــی


بارون میاد خیس میشی؟

برف میاد گوله میشی؟


اشکالی نداره :(

لب بوم مـا بشیـــن.. بــــاهمدیگه بــــــریـم تو حوض نقاشی... . .


بریم تو دنیای خودمون اصلا...بقیه رو ولشون کن! :/


بریم که پرت شیم بیرون از افسانه ی زاگالا !!..


بــــریم؟ :)



عموی عزیزم...

:| :) :( :|



حیرت زده‌ی دیار دنیا!...


بسم الله الرحمن الرحیم


"فان العزة لله جمـیـــــــــــعا"

....



چه احمقانه ست کسانی که فکر میکنن میتونن با آبرو و "عزت ِ خداداده" ی بنده های خدا بازی کنن!


وچه احمقانه تر کسانی که به هنگام شایعه پراکنی های دروغین و تهمت های ناروا ،

آن هم فقط بایک ادعای هنوز اثبات نشده!

با باورهای ساده لوحانه یا انتشارهای غرض ورزانه ی خودشون به این فکر دامن میزنن!



7 سال سحرهای ماه مبارک رمضان!..بهانه ی خوبیه،

تا ازاین به بعد هر سحر ِ ماه مبارک رو یادم باشه تا دعا کنم برای کسی که سحرهای

"معنوی"ِ قشنگ رو برای ما و سیما! رقم زد..

دعا کنم براش..چه در بود یا چه در نبودش...



وبه قول خودش:


"زندگی در دیار پُر از حسادت دنیا به من آموخته:

در جایی که هنوز برای خاتم پیامبران (ص) به هزینه‌ی شیطان، فیلم می‌سازند! من فقط می‌توانم

به شهید فهمیده، اقتدا کنم؛

یک نارنجک، به خود ببندم و لااقل یک تانک تهمت را منهدم کنم!!"




ورطه ی شهرت همیشه آلوده است به حسادت!...مخصوصا اگر شهرت از جنس "مذهبی" باشد!

آن وقت دلّالانِ دین! هم اضافه میشوند برای بازار گرمی!


غمی نیست!...نگران نباشید!...

خدا خودش هوای آبروی مومنش رو داره...ما هم....



ضمن اینکه،

یادمون باشه در این رد وبدل های تهمت

و

بگیر و ببندهای آبرو!


گناه ِ اثبات نشده ی شخص مورد اتهام ،نسیه ست! و

گناه باورها و دامن زدنهای ما ،نقـــــد!...


پس بیخود جانماز آب نکشیم!..


حواسمون به خودمون باشه!..همه جوره....



ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، تحقیق کنید.

مباد که از روی نادانی، به مردمی آسیب برسانید.آنگاه از کاری که کرده‌اید، پشیمان شوید.

(سوره‌ مبارکه حجرات - آیه ششم)




"مرغ سحر" نالـــه ســــر کن ،

قول و شرافت همگی از میانه شد!..دیده تــــر کن....




بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیــــران ....


بسم الله الرحمن الرحیم


من مهدی هستم ،

منم قيام گر زمان ،

منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود .

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)





اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)




گل نرگــس ....


دلم چشم به راه است ...

و در حسرت یک پلک نگــــاه است،

ولی حیف نصیـــــبم فقط " آه " است و

همین آه خدایا برســـــــــد کاش به جایی ،

برسد کاش صدایــــــــم به صـــدایی .....



میلاد با سعادتشون خیلی مبــــــارک :)



اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

برای سلامتی و ظهورشون


التماس دعـــا



بمون با من...


بسم الله الرحمن الرحیم


چقدر وجودت برام نعمته...


رفیق 21 ساله ی من..."عزیزه" دل من...

زیر و رو میکنم همه ی رفاقت هامو...همه ی دوستی هامو...هیـــچ کس برای من "تو" نبوده و نخواهد بود..


وجوت،

کنار تو بودن،

برام آرامشه...آرامش دارم وقتی کنارت هستم؛ وقتی کنارت ایستادم، وقتی خوابیدم، وقتی باهم راه میریم، قدم میزنیم،میخنـــدیم،گریه میکنیم.....

دست توی دست هم...

"با هم"...


چه روزها و لحظه هایی که با هم داشتیم..با هم بودیم...تلخ و شیرین..

کنار هم...من و تو...

توی عزیز...

لحظه هایی که هیچ کس درکش نکرد جز من و تو...


رفیق 21 ساله ی من...کسی که 21 ساله رفیقمی...

عزیز ِ صبور ِ من...


زبانزد خاص و عام شدیم....

من و تو...

شدیم دوقلوهای افسانه ای!...


عاجزم از بیان همه ی احساساتم...

به تــــو،

و به هـــــــــــمه ی خاطرات و لحظه هایی که با هم داشتیم...

و داریم...


تو نبودی من چیکار میکردم؟...

حتی یک لحظه به نبودنت نمیتونم فکر کنم...


انقدری دوستت دارم که وقتی دارم برات مینویسم نتونم اشکهامو کنترل کنم!


همیشه شوخی میکنی "من جای مادر"!...

آره...واقعا مثل مادری!

باوجود اینکه فقط 2 سال از من بزرگتری!...به قول خودت 1 سال و نیم!p:


گاهی با خودم میگم:

"خدا انگار من و تو رو فقط برای هم آفریده!..فقط و فقط!...."



بــــــمــــــــــون با مـــن

گــــــل تشنه...

 

                                              31 خرداد 1392

فاطمه


پیــــــامی از جنس عشق ...



بسم الله الرحمن الرحیـــم


عبدالعظیم حسنی به نقل از امام رضا(علیه السلام) میگوید:


ای عبدالعظیم دوستانم را سلام رسانیده ،

و آنان را بگوی که شیطان را بر خود مسلط نسازند.

و به راست گفتن و ادای امانت فرمانشان ده.

وآنان را به سکوت و ترک جدال و مشاجره در آنچه که سودی به حالشان نمیبخشد،

وبه دیدار و ملاقات با یکدیگر امــــــر نمای، که این موجب تقرب جستن به سوی مــن است./



مبــــــاد که ایشان به پرده وری و هتک حرمت یکدیگر سرگرم شوند.

چرا که من بر جان خود سوگنــــد یاد کرده ام کسی که به چنین کاری دست زند و


دوستی از دوستان مـــرا به خشم آورد، از خداوند بخواهم تا او را به شدیدتــرین عذاب در دنیا

معذّب ساخته و در آخرت از زیانکاران باشد./



و ایشان را آگــــــاه سازکه خداوند نیک کردارانشان را مورد مغفرت خویش قرار میدهد،

و از بدکارانشان در میگذرد.


مگـــــر آنکه

نسبت به او شرک ورزیده،

و یا دوستی از دوستان مرا آزار رسانیده ،


و یا نیت و قصد سوئی به او در دل پنهان کرده باشد!!


که محققا خداوند او را تا زمانیکه از مسیر یا طلبش بر نگردد نمیبخشد.

وچنانچه باز نگردد، روح و حقیقت ایمان از قلبش رخت بربندد،

واز ولایت من بیرون رود و از پرتو ولایت ما هیـــچ برخوردار نباشد.


/و از این به خدا پنــــــــاه می جویم./


والسلام



مکــــــتوم!..



بسم الله الرحمن الرحیم



می‌خواهم و میخواستمت، تا نفسم بود.

میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود.


عشق تو بسم بود، که این شعلهٔ بیدار

روشنگر شب های بلند قفسم بود.


آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت

غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود.


دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر

تنها نفسی‌ با تو نشستن هوسم بود.


باﷲ، که جز یاد تو، گر هیچ کسم هست

حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود.


سیمای مسیحایی‌ اندوه تو، ای عشق

در غربت این مهلکه فریاد رسم بود.


لب بسته و پر سوخته، از کوی تو رفتم

رفتم، به خدا گر هوسم بود، بسم بود ...



پ.ن:

همیشه ناگفته های دل شیرین تر از گفته هاشه..

و

گاهی قشنگتره اگر مخاطبِ گفته هات ناشناخته بمونه...




خط خطـــــــی!


بسم الله الرحمن الرحیم



خـــــط خـــــــــطی!


(همین!)



این هم برای وقتی که قرارست هم اعصابت آرام بگیرد،

هم کسی را ناراحت نکنی!


بیچاره صفحه ی سفید!



پ.ن:آپ پایین یادتون نره عمو..:)

امروز دوتا آپ کردم..یکی برا شما، یکی برا خودم!



پ.ن 12 اردیبهشت:

عموجونم...سلام:)

روز معلمه امروز...روز شماست...یک عالمه روز شماست!

روزتون مبـــــــــارک عموی خوبم:)



بی آبی:) !


 

بنــــام خـــــدای بـــــــزرگ



نچشیدن طعم خنک "بی آبی"، بزرگترین درد ماهیه!...ماهی محکومه به عادت!:|


عموی قشنگم سلام

خوبی عمو؟

عمو اگه گفتی اون چیه که هم سخت ترین اتفاق زندگیه، هم قشنگترین و شیـــــــــــرین ترین اتفاق زندگی؟!!


.


.


بـــــَـــَـــَـــَــلـِـح!


"فاصـــــــــــله" عمو..فاصله



بیچاره ماهـــــــی...هیچ وقت معنی "آبـــــــ..." رو نفهمیده!...چون "بی آبی" رو نچشیـــــده!!..

چقدر گاهی قشنگه این "بی آبی"!..



وقتی که یه مدت دور میشی...میفهمی آغوش عموت.. عموی عزیزت، چقدر امن و آرامش بخشه..


اینکه میتونی باهاش حرف بزنی و براش بنویسی..

اینکه هـــــــست..

اینکه دوستت داره..:)


من فاصله های گاهی گُداری! رو دوست دارم!..خیلی هم دوست دارم..

چون عاشق ترم میکنه..


درست مثل الان!...:)



عمویی دوستت دارم..آخّ خیلی


این جاده تا وقتی نفس داره،

چشماشو از تو برنــــــــمیداره عمـــــو...



 

پ.ن: عمویی امتحانام از 5 خرداد تا 21 امه..با یه عالمه درس!:|

16 ام هم برای نمایشگاه ثبت نام کردیم انشاالله با زینب میایم عمو..خداکنه باشید مثل پارسال نشه
 
 
 
 

گفتا اگر برآید!..


بنام خـــــدا




گفتــــــــم بــــــــدوم تا تـــــو همــــــــــه فاصــــــــله هـــا را ....



عموی عزیــــــــــــزم ،

دوستت دارمممم...




غریبانه ...



بسم الله الرحمن الرحیم





آخ ...


چه غریبانه گذشتند جمعه های سوت وکــــــــــــور ....



هنوز اما نرسیـــــــدی

نرسیـــــــدی


هنوز اما نرسیـــــــــدی ای تجلی ظهـــــــــــور ...



آقای خوبی ها ،

غیبت تو ، راس همـــــــــه ی غم های دنیاست ...


راست میگم!



دلتنگــــــــــــم ...

بیـــــــــا ...



پ.ن:

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهـــــــم


پ.ن2: آهنگ وبلاگم..




پ.ن:

عموی عزیز من، سلام..حالتون خوبه عمو؟

دوستتون دارم و به یادتونم عموم..


و


"اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم"

برای شادی روح همه رفتگان..و مامانجون عزیــزم..



پ.ن 4: دوستای خوبــــم، آبجیای قشنگم..

بی نهایت ممنونم از همه تون بابت همه ی محبت ها وتسلیت هاتون...برام واقعا قوت قلب بود همه ش...

دوستتـــــــون دارم...:*



اللهم عجل لولیک الفـــــــرج


التماس دعا ...




"د" مثل ِ ....


بسم الله الرحمن الرحیم


عموی "عزیــزم"،

سلام...


"عمو،

بنظر من دنیــا مثل دریـــــا میمونه، که هر لحظه ممکنــــه زیر پات خالی بشه..

و هر چی بیشتر موقع جلو رفتن به زمین زیر پات اعتماد کنی،غافلگیرتر میشی...

زمین زیر پامون هم همون آدما و چیزهایی ان که بهشون تکیه داریم! ؛

هستن، ولی نمیشه بهشون امید بست ..."



پ.ن: عمو این عین جملات نامه ی 3 بهمنم بود...جالب بود برام شباهتش با آپتون..


آدما دو دسته ان:

یکی اونایی که بی معرفتن و یه روزی خودشون از پیشت میرن!

یکی هم اونایی که با معرفتن ..ولی یه روزی از پیشت میبرنشون!


این ینی که آخرش هم ...
"ایاک نعبد و ایاک نستعین"