مرغ باغ ملکوت...
چقـــــــــدر لذت داره..
چقـــــــــدرقشنگه اوج گرفتنت از یک "دونه ی کوچیک"-مثل همه ی دونه های دیگه به رسم قانون رشد!-
سرو تنومندم!؛ وقتی بالامیری وکورمیشه چشم علفای هرزی که بادست خودشون
خفه کردن نفسشونو توی خاک!!..پوسیدن و نتونستن مثل تو اوج بگیرن ونفس بکشن تو هوای آسمون!
همون "دونه"هایی که یه روزی توی خاک باهم بودید وحالا برای آروم کردن خودشون مدام پرپر میزنن تا فریاد کنن:
"آهای گنجشکهایی که روی شاخه های این سرونشستیداون بالا!"..
این سرو یه روزی "یه دونه ی کوچولو" بوده!
و گنجشکها هم آروم..آروم ِ آروم.. لبخندی میزنن و میگن...
آهای تو! اهل کجایی!؟...مثل اینکه اهل "گلستان" نیستی غریبه!،
وقتی نمیدونی :
"هیــــــــــــــچ سروی ازاول سرو نبوده"!!
بعد بوسه ای به شانه های سبز سرو میزنن و بهش میگن،
"گذشته" چه تلخ وچه شیرین پرازافتخاره وقتی حالا دستت تو دست خداست...
که خدا خود ،فقط "خود" شاهد لحظه لحظه های تلخ وشیرین ماست!
تلخ وشیرین گذشته وحال، همه شیرینه به کام تو ومن،سروتنومندم، وقتی قدم به قدم تااوج بالارفتی و گنجشکهارو هم باخودت بردی...
که لذت دیدن رشد درخت، از یه "دونه ی کوچیک" برای "صاحبش"! خیلی بیشتراز "یه درخت ازاول نهاله"!
وتو چه ازاول "یه نهال" بوده باشی و چه "یه دونه ی کوچیک"..
مهم اینه که الان یه سرو تنومندی.....
برای "صاحبت"!...
و برای گنجشکها وهمه ی باغ!
سرو تنومندم گنجشکایت همه پروازرو ازتو یاد گرفتن!..
به تو مدیــــــــــــــــونم همیشه....
دوستت دارم...تاابــــــــــــــــــــــد:)
پ.ن ۲۹ اردیبهشت:
عمویی؟عمو؟ الهی دخترت قربونت بره عمو..
الهی من خودم "یه تنه"! دور مامانجونم بگردم...
به زودی آپ میکنم..
پ.ن۱۲ اردیبهشت:
عمویی؟ببخشیدانقددیربه دیر آپ میکنما...
دلم لک زده واسه صحبت ِ باهاتون..:((
انشاالله حتما جبران میکنم...
شمافقط دعاکنید بادست پربرگردم...میدونم اینجوری خوشحالترید..
من فقط خوشحالی شمارومیخوام..فقــــــــــط..
عموی قشنگم مخصوص! دعا کنیدبرام..
دوستون دارم..بی نهایتــــــــــــــــ....ــــــــــــــــــــــــ.........ـــــــــــ........![]()
![]()
![]()